انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
excuse
بهانه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بهانه
- عذر
- دستاویز
معنی و کاربرد
بهانه
noun — اسمEnglish meaningA reason or explanation given to justify an action or to avoid blame.
عذر و دستاویز
He always has an excuse for being late.
او همیشه برای تأخیر بهانهای دارد.
That is no excuse for rude behavior.
آن بهانهای برای رفتار بیادبانه نیست.
She made an excuse and left early.
او بهانهای آورد و زودتر رفت.
بهانه (فعل: بخشیدن)
verb — فعلEnglish meaningTo forgive someone for a fault; to release from duty.
بخشیدن
Please excuse my mistake.
لطفا اشتباه مرا ببخشید.
He was excused from the meeting.
او از جلسه معاف شد.
شکلهای واژه
- plural
- excuses
هممعنیها (انگلیسی)
- pretext
- justification
- alibi
ترکیبهای رایج
- make an excuse
- poor excuse
- excuse me
یادداشت کاربرد
excuse در انگلیسی هم اسم (بهانه) و هم فعل (بخشیدن) است.