انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
pretext
دستاویز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستاویز
- بهانه
- عذر
معنی و کاربرد
دستاویز
noun — اسمEnglish meaningA reason given in justification of a course of action that is not the real reason; an excuse.
بهانه ای برای توجیه کاری
He used illness as a pretext.
او بیماری را دستاویز کرد.
That is just a pretext for laziness.
آن فقط دستاویزی برای تنبلی است.
She left on the pretext of being tired.
او به دستاویز خستگی رفت.
شکلهای واژه
- plural
- pretexts
هممعنیها (انگلیسی)
- excuse
- pretense
- cover
ترکیبهای رایج
- on the pretext of
- use as a pretext
- mere pretext
یادداشت کاربرد
دستاویز یعنی بهانه و عذری ظاهری برای انجام کاری.