انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
exertion
دوندگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دوندگی
- کوشش
- تلاش
معنی و کاربرد
دوندگی
noun — اسمEnglish meaningVigorous effort or activity; running about.
کوشش و تلاش فراوان
After much exertion, they rested.
پس از دوندگی بسیار، استراحت کردند.
The exertion tired him.
دوندگی او را خسته کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- effort
- toil
متضادها (انگلیسی)
- rest
ترکیبهای رایج
- physical exertion