انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
exhausting
توانفرسا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- توانفرسا
- طاقتفرسا
- فرساینده
معنی و کاربرد
توانفرسا
adjective — صفتEnglish meaningMaking one very tired; extremely tiring.
کاری که توان آدم را میفرساید
The journey was long and exhausting.
سفر طولانی و توانفرسا بود.
It was an exhausting day at work.
روز توانفرسایی در محل کار بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- tiring
- grueling
- strenuous
متضادها (انگلیسی)
- restful
- relaxing
ترکیبهای رایج
- exhausting work
- exhausting journey
یادداشت کاربرد
توانفرسا صفتی است برای کاری که بسیار خستهکننده و طاقتفرساست.