انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
experienced
جاافتاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جاافتاده
- باتجربه
- پخته
معنی و کاربرد
جاافتاده
adjective — صفتEnglish meaningHaving knowledge or skill gained from practice; mature and sensible.
وصف کسی که با تجربه و پخته شده است
He is an experienced teacher.
او معلمی جاافتاده است.
She gave us experienced advice.
او به ما توصیهای از سر تجربه داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- seasoned
- veteran
- mature
متضادها (انگلیسی)
- inexperienced
- green
ترکیبهای رایج
- experienced professional
- highly experienced
یادداشت کاربرد
جاافتاده در مورد غذا نیز به معنای جا افتاده و خوشطعم به کار میرود.