پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

experimental

تجربی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تجربی
  • آزمایشی
  • مبتنی بر تجربه

معنی و کاربرد

  1. تجربی

    adjective — صفت
    English meaning

    Based on observation or experience rather than theory; empirical.

    علمی

    • Empirical evidence supports the claim.

      شواهد تجربی آن ادعا را تأیید می‌کند.

    • The result rested on empirical data.

      نتیجه بر داده‌های تجربی استوار بود.

  2. آزمایشی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to or based on experiments; provisional.

    پژوهش

    • They used an experimental method.

      آن‌ها روشی آزمایشی به کار بردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • empirical
  • pilot
  • trial

متضادها (انگلیسی)

  • theoretical

ترکیب‌های رایج

  • experimental data
  • experimental method

یادداشت کاربرد

در فارسی «تجربی» هم به معنای empirical و هم experimental است.

واژه‌های مرتبط