پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

explicit

صریح به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • صریح
  • روشن
  • بی‌پرده

معنی و کاربرد

  1. صریح

    adjective — صفت
    English meaning

    Stated clearly and in detail, leaving no room for confusion or doubt.

    دربارهٔ سخن یا متنی روشن و بدون ابهام

    • She gave explicit instructions.

      او دستورهای صریحی داد.

    • The rules are explicit about safety.

      قوانین دربارهٔ ایمنی صریح هستند.

    • He was explicit that he would not resign.

      او صریح گفت که استعفا نخواهد داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • clear
  • definite
  • unambiguous
  • direct

متضادها (انگلیسی)

  • implicit
  • vague
  • ambiguous

ترکیب‌های رایج

  • explicit instructions
  • explicit consent
  • explicitly stated

یادداشت کاربرد

explicit در برابر implicit (تلویحی) به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط