انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
extensive
گسترده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گسترده
- فراوان
- وسیع
معنی و کاربرد
گسترده
adjective — صفتEnglish meaningCovering a large area or including a lot of things.
دارای پهنه یا دامنهٔ زیاد
The damage was extensive.
خسارت گسترده بود.
She has extensive knowledge of history.
او دانش گستردهای از تاریخ دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- vast
- wide-ranging
- comprehensive
متضادها (انگلیسی)
- limited
- narrow
ترکیبهای رایج
- extensive damage
- extensive research
یادداشت کاربرد
گسترده به چیزی گفته میشود که دامنه یا پهنهٔ آن زیاد است.