پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

extensive

گسترده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گسترده
  • فراوان
  • وسیع

معنی و کاربرد

  1. گسترده

    adjective — صفت
    English meaning

    Covering a large area or including a lot of things.

    دارای پهنه یا دامنهٔ زیاد

    • The damage was extensive.

      خسارت گسترده بود.

    • She has extensive knowledge of history.

      او دانش گسترده‌ای از تاریخ دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • vast
  • wide-ranging
  • comprehensive

متضادها (انگلیسی)

  • limited
  • narrow

ترکیب‌های رایج

  • extensive damage
  • extensive research

یادداشت کاربرد

گسترده به چیزی گفته می‌شود که دامنه یا پهنهٔ آن زیاد است.

واژه‌های مرتبط