انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
eye
دیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دیده
- چشم
- دیدهٔ بینا
معنی و کاربرد
دیده
noun — اسمEnglish meaningThe organ of the body that allows a person or animal to see.
عضو بینایی
She has beautiful blue eyes.
او چشمان آبی زیبایی دارد.
Close your eyes and rest.
دیدههایت را ببند و استراحت کن.
نگاه
noun — اسمEnglish meaningThe ability to see, or a look or gaze.
قدرت بینایی و نگاه
He kept an eye on the child.
او دیدهاش به کودک بود.
The truth is clear to the eye.
حقیقت بر دیده آشکار است.
شکلهای واژه
- plural
- eyes
هممعنیها (انگلیسی)
- sight
- vision
ترکیبهای رایج
- keep an eye on
- eye contact
- close one's eyes
یادداشت کاربرد
دیده واژهای ادبی برای چشم است؛ جمع آن دیدهها و دیدهگان میآید.