پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

faint

کمرنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کمرنگ
  • محو

معنی و کاربرد

  1. کمرنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Not bright or strong; pale or dim.

    روشنایی یا رنگ اندک

    • A faint light glowed in the window.

      نوری کمرنگ در پنجره می‌تابید.

    • The color of the wall was faint.

      رنگ دیوار کمرنگ بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pale
  • dim
  • faint

متضادها (انگلیسی)

  • vivid
  • bright

واژه‌های مرتبط