پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

fainting

غش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غش
  • بیهوشی
  • از حال رفتن

معنی و کاربرد

  1. غش

    noun — اسم
    English meaning

    A temporary loss of consciousness caused by a fall in blood flow to the brain.

    بیهوش شدن موقت

    • She fell into a faint.

      او غش کرد.

    • The heat caused him to faint.

      گرما باعث غش او شد.

  2. غش

    noun — اسم
    English meaning

    Deceit or dishonest trickery, especially in an exam or trade.

    تقلب و نیرنگ

    • He was expelled for cheating.

      او به دلیل غش در امتحان اخراج شد.

    • The trader was accused of fraud.

      تاجر به غش متهم شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • swoon
  • blackout
  • cheating

ترکیب‌های رایج

  • fall into a faint

یادداشت کاربرد

غش دو معنا دارد: بیهوش شدن و نیرنگ و تقلب.

واژه‌های مرتبط