انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
family
خانوادگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خانوادگی
- فامیلی
- وابسته به خانواده
معنی و کاربرد
خانوادگی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to a family; familial.
وابسته به خانواده
They have a family gathering every Friday.
آنها هر جمعه گردهمایی خانوادگی دارند.
It is a family matter.
این مسئلهای خانوادگی است.
هممعنیها (انگلیسی)
- familial
- domestic
ترکیبهای رایج
- family gathering
- family matter