پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

family

خانوادگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خانوادگی
  • فامیلی
  • وابسته به خانواده

معنی و کاربرد

  1. خانوادگی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to a family; familial.

    وابسته به خانواده

    • They have a family gathering every Friday.

      آن‌ها هر جمعه گردهمایی خانوادگی دارند.

    • It is a family matter.

      این مسئله‌ای خانوادگی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • familial
  • domestic

ترکیب‌های رایج

  • family gathering
  • family matter

واژه‌های مرتبط