انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
famous
نامی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامی
- مشهور
- سرشناس
معنی و کاربرد
نامی
adjective — صفتEnglish meaningKnown and recognized by many people; famous.
شناختهشده میان مردم
He is a famous writer.
او نویسندهای نامی است.
This city is famous for its gardens.
این شهر به باغهایش نامی است.
She became famous overnight.
یکشبه نامی شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- renowned
- celebrated
متضادها (انگلیسی)
- unknown
ترکیبهای رایج
- world-famous