پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

faultfinding

ایرادگیر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ایرادگیر
  • خرده‌گیر
  • عیب‌جو

معنی و کاربرد

  1. ایرادگیر

    adjective — صفت
    English meaning

    Tending to find faults in others; captious.

    عادت به عیب‌جویی

    • He is a faultfinding critic.

      او منتقدی ایرادگیر است.

    • Her faultfinding attitude upsets everyone.

      رفتار ایرادگیر او همه را آزرده می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • captious
  • critical
  • carping

متضادها (انگلیسی)

  • complimentary

ترکیب‌های رایج

  • faultfinding nature
  • a faultfinding remark

یادداشت کاربرد

ایرادگیر به کسی گفته می‌شود که بسیار خرده می‌گیرد.

واژه‌های مرتبط