پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

field

میدان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • میدان
  • زمین
  • عرصه

معنی و کاربرد

  1. میدان

    noun — اسم
    English meaning

    An open area of land, often used for a particular purpose.

    در معنای زمین و عرصه

    • The children played in the field.

      بچه‌ها در میدان بازی کردند.

    • He works in the field of medicine.

      او در میدان پزشکی کار می‌کند.

  2. میدان

    noun — اسم
    English meaning

    A public square in a city.

    در معنای میدان شهری

    • We met in the main square.

      در میدان اصلی به هم رسیدیم.

    • The square was full of people.

      میدان پر از جمعیت بود.

شکل‌های واژه

plural
fields

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • area
  • ground
  • sphere

ترکیب‌های رایج

  • playing field
  • field of study
  • battlefield

واژه‌های مرتبط