پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

ground

زمین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زمین
  • خاک
  • سطح زمین

معنی و کاربرد

  1. زمین

    noun — اسم
    English meaning

    The solid surface of the earth; the floor or soil beneath us.

    در سطح زمین و خاک

    • He sat on the ground.

      او روی زمین نشست.

    • The ground is wet.

      زمین خیس است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • earth
  • land
  • soil

ترکیب‌های رایج

  • on the ground
  • ground floor
  • playground

یادداشت کاربرد

زمین همچنین به معنای «سیارهٔ زمین» و «زمینه» نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط