انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
ground
زمین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زمین
- خاک
- سطح زمین
معنی و کاربرد
زمین
noun — اسمEnglish meaningThe solid surface of the earth; the floor or soil beneath us.
در سطح زمین و خاک
He sat on the ground.
او روی زمین نشست.
The ground is wet.
زمین خیس است.
هممعنیها (انگلیسی)
- earth
- land
- soil
ترکیبهای رایج
- on the ground
- ground floor
- playground
یادداشت کاربرد
زمین همچنین به معنای «سیارهٔ زمین» و «زمینه» نیز به کار میرود.