انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
land
سرزمین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرزمین
- کشور
- زمین
معنی و کاربرد
سرزمین
noun — اسمEnglish meaningAn area of ground, region, or country.
کشور یا ناحیهای از زمین
They traveled to a distant land.
آنها به سرزمینی دور سفر کردند.
This is a land of rivers.
این سرزمینی پر از رودخانه است.
شکلهای واژه
- plural
- lands
هممعنیها (انگلیسی)
- country
- territory
- region
متضادها (انگلیسی)
- sea
- water
ترکیبهای رایج
- native land
- foreign land
- land of plenty
یادداشت کاربرد
سرزمین هم به معنی کشور و هم ناحیهای از زمین است.