پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

land

سرزمین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرزمین
  • کشور
  • زمین

معنی و کاربرد

  1. سرزمین

    noun — اسم
    English meaning

    An area of ground, region, or country.

    کشور یا ناحیه‌ای از زمین

    • They traveled to a distant land.

      آن‌ها به سرزمینی دور سفر کردند.

    • This is a land of rivers.

      این سرزمینی پر از رودخانه است.

شکل‌های واژه

plural
lands

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • country
  • territory
  • region

متضادها (انگلیسی)

  • sea
  • water

ترکیب‌های رایج

  • native land
  • foreign land
  • land of plenty

یادداشت کاربرد

سرزمین هم به معنی کشور و هم ناحیه‌ای از زمین است.

واژه‌های مرتبط