انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
flustered
دستپاچه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستپاچه
- مضطرب
- شتابزده
معنی و کاربرد
دستپاچه
adjective — صفتEnglish meaningAgitated or confused, especially due to haste or embarrassment.
آشفته و پریشان از شتاب یا خجالت
She was flustered by the question.
او با آن پرسش دستپاچه شد.
He arrived flustered and late.
او دستپاچه و دیر رسید.
هممعنیها (انگلیسی)
- agitated
- rattled
- perturbed
متضادها (انگلیسی)
- composed
ترکیبهای رایج
- get flustered