پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

forced

زورکی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زورکی
  • به‌زور
  • تحمیلی

معنی و کاربرد

  1. زورکی

    adjective — صفت
    English meaning

    Done by force or under compulsion; forced, artificial.

    با اجبار

    • He gave a forced smile.

      او لبخندی زورکی زد.

    • The decision was a forced one.

      آن تصمیم زورکی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • compulsory
  • artificial

متضادها (انگلیسی)

  • voluntary
  • genuine

واژه‌های مرتبط