انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
forced labor
بیگاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیگاری
- کار اجباری
- کار بیمزد
معنی و کاربرد
بیگاری
noun — اسمEnglish meaningCompulsory, unpaid work imposed as a duty or punishment.
کار اجباری و بیمزد
The peasants were sent to forced labor.
رعایا به بیگاری فرستاده شدند.
Forced labor was abolished.
بیگاری برچیده شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- corvee
- drudgery
- servitude
ترکیبهای رایج
- forced labor camp
یادداشت کاربرد
بیگاری در گذشته به کار بیمزد رعیت گفته میشد.