پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

foreign

خارجی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خارجی
  • بیگانه
  • اجنبی

معنی و کاربرد

  1. خارجی

    adjective — صفت
    English meaning

    Belonging to or coming from a country other than one's own.

    وابسته به کشور دیگر

    • He speaks several foreign languages.

      او چند زبان خارجی می‌داند.

    • Foreign goods are sold here.

      کالاهای خارجی اینجا فروخته می‌شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • alien
  • overseas
  • external

متضادها (انگلیسی)

  • domestic
  • native

ترکیب‌های رایج

  • foreign language
  • foreign country
  • foreign policy

یادداشت کاربرد

خارجی به معنی بیرونی و ظاهری نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط