پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

formation

تشکیل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تشکیل
  • شکلگیری
  • ترکیب

معنی و کاربرد

  1. تشکیل

    noun — اسم
    English meaning

    The process of forming or establishing something.

    فرایند بهوجود آمدن یا شکل گرفتن

    • The formation of the new party took months.

      تشکیل حزب جدید ماهها طول کشید.

    • The formation of clouds is affected by temperature.

      شکلگیری ابرها تحت تأثیر دماست.

شکل‌های واژه

plural
formations

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • creation
  • establishment
  • arrangement

متضادها (انگلیسی)

  • dissolution

ترکیب‌های رایج

  • the formation of
  • rock formation

واژه‌های مرتبط