پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

frail

نحیف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نحیف
  • لاغر
  • ناتوان
  • سست

معنی و کاربرد

  1. نحیف

    adjective — صفت
    English meaning

    Weak and thin, especially because of age, illness, or lack of food.

    بدنی ضعیف و لاغر

    • The old man was frail and ill.

      پیرمردی نحیف و بیمار بود.

    • Her frail body could not resist the cold.

      بدن نحیفش تاب سرمای را نداشت.

  2. سست

    adjective — صفت
    English meaning

    Easily broken or damaged; not strong.

    ضعیف و شکننده

    • The bridge is too frail for heavy trucks.

      پل برای کامیون‌های سنگین بسیار سست است.

    • He made a frail excuse.

      او بهانه‌ای سست آورد.

شکل‌های واژه

comparative
frailer
superlative
frailest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • weak
  • feeble
  • fragile

متضادها (انگلیسی)

  • strong
  • sturdy

ترکیب‌های رایج

  • frail body
  • frail health

یادداشت کاربرد

نحیف بیشتر برای بدن یا بنیانی ضعیف و لاغر به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط