پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

weakness

ضعف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ضعف
  • ناتوانی
  • سستی

معنی و کاربرد

  1. ضعف

    noun — اسم
    English meaning

    Lack of physical strength or energy.

    کمبود قدرت بدنی

    • He felt weakness after the illness.

      او پس از بیماری احساس ضعف می‌کرد.

    • Muscle weakness made walking hard.

      ضعف عضلانی راه رفتن را دشوار کرده بود.

  2. نقطه‌ضعف

    noun — اسم
    English meaning

    A fault or failing in someone's character.

    عیب یا نقطه‌ضعف در شخصیت

    • Laziness is his main weakness.

      تنبلی نقطه‌ضعف اصلی اوست.

    • Everyone has strengths and weaknesses.

      هر کس نقاط قوت و ضعف دارد.

شکل‌های واژه

plural
weaknesses

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • frailty
  • feebleness
  • failing

متضادها (انگلیسی)

  • strength
  • power

ترکیب‌های رایج

  • a moment of weakness
  • glaring weakness
  • human weakness

واژه‌های مرتبط