پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

weak

ضعیف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ضعیف
  • ناتوان
  • سست

معنی و کاربرد

  1. ضعیف

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking physical strength, power, or intensity; not strong.

    بدون قدرت

    • He is still weak after the operation.

      او پس از عمل هنوز ضعیف است.

    • The signal is very weak here.

      سیگنال اینجا بسیار ضعیف است.

شکل‌های واژه

comparative
weaker
superlative
weakest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • feeble
  • frail
  • faint

متضادها (انگلیسی)

  • strong
  • powerful

ترکیب‌های رایج

  • weak point
  • weak signal
  • feel weak

یادداشت کاربرد

ضعیف صفت پرکاربرد برای ضعف جسمی، کیفیت و شدت است.

واژه‌های مرتبط