انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
freedom
آزادگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آزادگی
- آزادی
- رهایی
معنی و کاربرد
آزادگی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being free; independence and absence of restraint.
آزادی و رهایی
They fought for freedom.
آنها برای آزادی جنگیدند.
He valued his freedom above all.
او آزادگی را بیش از همه ارزش مینهاد.
Freedom of speech is a basic right.
آزادی بیان حقی بنیادین است.
هممعنیها (انگلیسی)
- liberty
- independence
- autonomy
متضادها (انگلیسی)
- slavery
- oppression
- captivity
ترکیبهای رایج
- freedom of speech
- freedom of choice
یادداشت کاربرد
آزادگی بیشتر به منش و بزرگواری آزادمنشانه اشاره دارد تا صرفا آزادی.