انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
fruitful
پرثمر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پرثمر
- بارور
معنی و کاربرد
پرثمر
adjective — صفتEnglish meaningProducing much fruit or good results; productive.
پربار و سودمند
We had a fruitful discussion.
گفتوگویی پربار داشتیم.
This was a fruitful year for the farm.
امسال سالی پربار برای مزرعه بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- productive
- prolific
متضادها (انگلیسی)
- barren
- fruitless