پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

function

کارکرد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کارکرد
  • عملکرد
  • نقش

معنی و کاربرد

  1. کارکرد

    noun — اسم
    English meaning

    The purpose or activity that something is designed for.

    نقش و کاری که چیزی انجام می‌دهد

    • The heart's function is to pump blood.

      کارکرد قلب پمپاژ خون است.

    • The function of this key changed.

      عملکرد این کلید تغییر کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • role
  • purpose
  • operation

ترکیب‌های رایج

  • bodily function
  • main function

یادداشت کاربرد

کارکرد یعنی نقش و عمل چیزی.

واژه‌های مرتبط