انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
function
کارکرد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کارکرد
- عملکرد
- نقش
معنی و کاربرد
کارکرد
noun — اسمEnglish meaningThe purpose or activity that something is designed for.
نقش و کاری که چیزی انجام میدهد
The heart's function is to pump blood.
کارکرد قلب پمپاژ خون است.
The function of this key changed.
عملکرد این کلید تغییر کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- role
- purpose
- operation
ترکیبهای رایج
- bodily function
- main function
یادداشت کاربرد
کارکرد یعنی نقش و عمل چیزی.