پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

role

نقش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نقش
  • نقش‌آفرینی
  • سمت

معنی و کاربرد

  1. نقش

    noun — اسم
    English meaning

    The function or part played by a person or thing in a particular situation.

    در معنای وظیفه و سهم

    • Teachers play an important role in society.

      معلمان نقش مهمی در جامعه دارند.

    • What is your role in the project?

      نقش تو در این پروژه چیست؟

  2. نقش

    noun — اسم
    English meaning

    A part played by an actor in a film or play.

    در هنر نمایش

    • She got the leading role.

      او نقش اصلی را به دست آورد.

    • He played the role of the king.

      او نقش پادشاه را بازی کرد.

شکل‌های واژه

plural
roles

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • part
  • function
  • character

ترکیب‌های رایج

  • play a role
  • leading role
  • key role

یادداشت کاربرد

واژهٔ نقش در فارسی هم به معنای سهم و وظیفه و هم به معنای نقاشی و طرح به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط