پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

good

خوب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خوب
  • نیک
  • مطلوب

معنی و کاربرد

  1. خوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Of high quality or an acceptable standard.

    برای توصیف کیفیت مطلوب

    • This is a good book.

      این کتاب خوبی است.

    • She did a good job.

      او کار خوبی انجام داد.

  2. خوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Morally right or kind.

    در معنای اخلاقی

    • He is a good man.

      او مرد خوبی است.

    • It is good to help others.

      کمک به دیگران خوب است.

  3. خوب

    adjective — صفت
    English meaning

    In good health or spirits; fine.

    در پاسخ به احوال‌پرسی

    • I feel good today.

      امروز حالم خوب است.

    • He is good at math.

      او در ریاضی خوب است.

شکل‌های واژه

comparative
better
superlative
best

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fine
  • excellent
  • nice

متضادها (انگلیسی)

  • bad
  • poor

ترکیب‌های رایج

  • good luck
  • good morning
  • good idea

واژه‌های مرتبط