پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

grandfather

پدربزرگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پدربزرگ
  • بابابزرگ

معنی و کاربرد

  1. پدربزرگ

    noun — اسم
    English meaning

    The father of a person's father or mother.

    پدر پدر یا مادر

    • My grandfather tells stories.

      پدربزرگم داستان می‌گوید.

    • He visited his grandfather.

      او به دیدن پدربزرگش رفت.

شکل‌های واژه

plural
grandfathers

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grandpa

متضادها (انگلیسی)

  • grandmother

ترکیب‌های رایج

  • grandfather clock

واژه‌های مرتبط