انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
greenery
سبزه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سبزه
- گیاه سبز
- چمن
معنی و کاربرد
سبزه
noun — اسمEnglish meaningGreen plants or foliage, especially fresh grass or young sprouts.
گیاهان و علف سبز
The fields were covered with greenery.
دشتها پوشیده از سبزه بود.
Children played on the green grass.
کودکان روی سبزه بازی میکردند.
The rain brought fresh greenery.
باران سبزهٔ تازه آورد.
سبزه (نوروزی)
noun — اسمEnglish meaningSprouted wheat or lentils grown for the Nowruz celebration.
سبزهٔ سفرهٔ نوروز
They grow sprouts for Nowruz.
آنها برای نوروز سبزه میکارند.
The Nowruz greenery looks beautiful.
سبزهٔ نوروز زیبا به نظر میرسد.
هممعنیها (انگلیسی)
- foliage
- grass
- vegetation
ترکیبهای رایج
- fresh greenery
- patch of greenery
یادداشت کاربرد
سبزه به گیاه سبز و علف تازه گفته میشود؛ در نوروز نیز سبزه میکارند.