پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

hair

مو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مو
  • گیسو

معنی و کاربرد

  1. مو

    noun — اسم
    English meaning

    Any of the fine thread-like strands growing from the skin of humans and animals.

    رشته‌های نازک روی پوست بدن

    • She brushed her hair before bed.

      او پیش از خواب موهایش را برس زد.

    • A single hair fell on the page.

      یک تار مو روی صفحه افتاد.

  2. موی سر

    noun — اسم
    English meaning

    The mass of such strands growing on a person's head.

    مجموع موهای سر

    • His hair turned gray with age.

      موی او با بالا رفتن سن سفید شد.

    • She cut her hair short.

      او موهایش را کوتاه کرد.

شکل‌های واژه

plural
hairs

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • locks
  • strands

ترکیب‌های رایج

  • hair cut
  • long hair
  • gray hair

واژه‌های مرتبط