انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hairy
مودار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مودار
- پرمو
- مویی
معنی و کاربرد
مودار
adjective — صفتEnglish meaningCovered with hair; having a lot of hair.
دارای موی زیاد
He has hairy arms.
او بازوهای مودار دارد.
The caterpillar is hairy and brightly colored.
آن کرم مودار و پررنگ است.
شکلهای واژه
- comparative
- hairier
- superlative
- hairiest
هممعنیها (انگلیسی)
- furry
- shaggy
- hirsute
- bristly
متضادها (انگلیسی)
- hairless
- bald
- smooth
ترکیبهای رایج
- hairy arms