انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
hair
موی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- موی
- مو
معنی و کاربرد
موی
noun — اسمEnglish meaningAny of the fine strands growing from the skin.
رشتههای نازک روی پوست
She brushed her hair.
او موهایش را برس زد.
A hair fell on the table.
مویی روی میز افتاد.
شکلهای واژه
- plural
- hairs
هممعنیها (انگلیسی)
- tress
- lock
ترکیبهای رایج
- hair color
- long hair
یادداشت کاربرد
موی به رشتههای نازک روی پوست گفته میشود.