انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
haphazard
هردمبیل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هردمبیل
- بیسامان
معنی و کاربرد
هردمبیل
adjective — صفتEnglish meaningLacking any obvious principle of organization; disorganized.
بینظم و درهم
The papers were piled in a haphazard manner.
کاغذها بهشکل هردمبیل روی هم ریخته شده بودند.
Their plans were haphazard.
نقشههایشان هردمبیل و بینظم بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- chaotic
- disorderly
- random
متضادها (انگلیسی)
- orderly
- systematic
ترکیبهای رایج
- haphazard manner