انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
hardworking
زحمتکش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زحمتکش
- کوشا
- سختکوش
معنی و کاربرد
زحمتکش
adjective — صفتEnglish meaningWorking with great effort; diligent.
کسی که با تلاش بسیار کار میکند
She is a hardworking student.
او دانشآموزی زحمتکش است.
The hardworking farmer rose early.
کشاورز زحمتکش زود برخاست.
هممعنیها (انگلیسی)
- diligent
- industrious
متضادها (انگلیسی)
- lazy
ترکیبهای رایج
- hardworking people
یادداشت کاربرد
زحمتکش یعنی سختکوش و پرتلاش.