پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

heart

قلب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قلب
  • دل
  • مرکز

معنی و کاربرد

  1. قلب

    noun — اسم
    English meaning

    The organ in the body that pumps blood.

    اندام تلمبه‌کننده خون در بدن

    • The doctor listened to his heart.

      پزشک به قلب او گوش داد.

    • A healthy heart needs exercise.

      قلبی سالم به ورزش نیاز دارد.

  2. مرکز

    noun — اسم
    English meaning

    The central or most important part of something.

    بخش مرکزی یا مهم‌ترین بخش

    • The hotel is in the heart of the city.

      هتل در قلب شهر است.

    • We must get to the heart of the matter.

      باید به قلب موضوع برسیم.

شکل‌های واژه

plural
hearts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • core
  • center
  • soul

ترکیب‌های رایج

  • heart of the city
  • heart disease
  • by heart

یادداشت کاربرد

قلب هم به اندام بدن و هم به معنای مرکز و کانون به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط