پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

helpless

درمانده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • درمانده
  • بی‌کس
  • عاجز

معنی و کاربرد

  1. درمانده

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to defend oneself or to act without help.

    ناتوان و بی‌یار

    • The victims felt helpless and alone.

      قربانیان خود را درمانده و تنها حس می‌کردند.

    • He was helpless against the storm.

      او در برابر طوفان درمانده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • powerless
  • defenseless
  • incapable

متضادها (انگلیسی)

  • capable
  • strong

ترکیب‌های رایج

  • feel helpless
  • helpless victim

واژه‌های مرتبط