انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
helpless
درمانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- درمانده
- بیکس
- عاجز
معنی و کاربرد
درمانده
adjective — صفتEnglish meaningUnable to defend oneself or to act without help.
ناتوان و بییار
The victims felt helpless and alone.
قربانیان خود را درمانده و تنها حس میکردند.
He was helpless against the storm.
او در برابر طوفان درمانده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- powerless
- defenseless
- incapable
متضادها (انگلیسی)
- capable
- strong
ترکیبهای رایج
- feel helpless
- helpless victim