پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

helpless

ناچار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ناچار
  • درمانده
  • بی‌چاره

معنی و کاربرد

  1. ناچار

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to defend oneself or act without help; feeling powerless.

    درمانده و بی‌چاره

    • He felt helpless before the flood.

      او در برابر سیل خود را ناچار یافت.

    • The child was helpless and afraid.

      کودک ناچار و ترسان بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • powerless
  • defenseless
  • vulnerable

متضادها (انگلیسی)

  • strong
  • capable

ترکیب‌های رایج

  • feel helpless

یادداشت کاربرد

ناچار در نقش قید نیز به معنای ناگزیر و بالاجبار به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط