پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

helplessness

فروماندگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فروماندگی
  • درماندگی
  • بی‌پناهی

معنی و کاربرد

  1. فروماندگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being unable to act or cope; exhaustion and perplexity.

    وضعیت درماندگی و ناتوانی

    • A feeling of helplessness overcame him.

      احساس فروماندگی بر او چیره شد.

    • They watched in helplessness as the flood rose.

      آن‌ها در فروماندگی نظاره‌گر بالا آمدن سیل بودند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • helplessness
  • despair
  • impotence

متضادها (انگلیسی)

  • ability
  • resourcefulness

ترکیب‌های رایج

  • feeling of helplessness

واژه‌های مرتبط