انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
impossible
نشدنی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نشدنی
- ناممکن
- محال
معنی و کاربرد
نشدنی
adjective — صفتEnglish meaningNot able to be done or achieved.
چیزی که انجامشدنی نیست
It is impossible to finish this today.
تمام کردن این کار امروز نشدنی است.
Nothing is impossible if you try.
اگر تلاش کنی هیچچیز ناممکن نیست.
هممعنیها (انگلیسی)
- unachievable
- unattainable
- impracticable
متضادها (انگلیسی)
- possible
- feasible
ترکیبهای رایج
- almost impossible
- an impossible task
یادداشت کاربرد
نشدنی از «نشدن» ساخته شده و به معنای ناممکن است.