پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

impossible

نشدنی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نشدنی
  • غیرممکن
  • ناممکن

معنی و کاربرد

  1. نشدنی

    adjective — صفت
    English meaning

    Not able to occur, exist, or be done.

    • It is impossible to finish this today.

      تمام کردن این کار امروز نشدنی است.

    • Nothing is impossible if you try.

      اگر تلاش کنی هیچ چیز غیرممکن نیست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unattainable
  • impracticable

متضادها (انگلیسی)

  • possible

ترکیب‌های رایج

  • impossible task
  • almost impossible

واژه‌های مرتبط