پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

imprisoned

محبوس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • محبوس
  • زندانی

معنی و کاربرد

  1. محبوس

    adjective — صفت
    English meaning

    Confined in prison; kept in captivity.

    زندانی و دربند

    • The prisoner was imprisoned for ten years.

      زندانی ده سال محبوس بود.

    • He felt imprisoned in his own home.

      او در خانهٔ خودش احساس محبوس بودن می‌کرد.

شکل‌های واژه

base form
imprison

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • jailed
  • confined
  • incarcerated

متضادها (انگلیسی)

  • free
  • released

ترکیب‌های رایج

  • imprisoned for life
  • held imprisoned

واژه‌های مرتبط