پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

imprisonment

حبس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حبس
  • زندان
  • بازداشت

معنی و کاربرد

  1. حبس

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being kept in prison as a punishment.

    نگه داشتن در زندان به عنوان مجازات

    • He was sentenced to five years of imprisonment.

      او به پنج سال حبس محکوم شد.

    • Her imprisonment lasted three months.

      حبس او سه ماه طول کشید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • detention
  • confinement
  • custody

متضادها (انگلیسی)

  • freedom
  • release

ترکیب‌های رایج

  • life imprisonment
  • unlawful imprisonment

واژه‌های مرتبط