پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

indebted

مدیون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مدیون
  • بدهکار
  • وام‌دار

معنی و کاربرد

  1. مدیون

    adjective — صفت
    English meaning

    Owing money to someone.

    در بدهی مالی

    • He is heavily indebted to the bank.

      او به بانک بسیار مدیون است.

    • The company remained indebted for years.

      شرکت سال‌ها بدهکار ماند.

  2. مدیون

    adjective — صفت
    English meaning

    Grateful and owing a debt of thanks to someone.

    در معنای وامدار محبت

    • I am indebted to you for your help.

      برای کمکت مدیون تو هستم.

    • She felt indebted to her teacher.

      او خود را مدیون معلمش می‌دانست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obliged
  • grateful
  • beholden

متضادها (انگلیسی)

  • creditor

ترکیب‌های رایج

  • deeply indebted
  • indebted to

واژه‌های مرتبط