انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
indebted
وامدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- وامدار
- بدهکار
- مدیون
معنی و کاربرد
وامدار
adjective — صفتEnglish meaningOwing money or gratitude to someone.
مدیون و بدهکار
I am indebted to you for your help.
برای کمکت به تو وامدارم.
The company is heavily indebted.
شرکت بهشدت وامدار است.
هممعنیها (انگلیسی)
- obliged
- grateful
- beholden
متضادها (انگلیسی)
- free
- clear
ترکیبهای رایج
- deeply indebted