پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

independence

استقلال به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • استقلال
  • خودمختاری
  • استقلال‌طلبی

معنی و کاربرد

  1. استقلال

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being free from outside control or dependence.

    آزادی از وابستگی و سلطه

    • The country gained independence.

      کشور به استقلال رسید.

    • Financial independence is important.

      استقلال مالی مهم است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • autonomy
  • sovereignty
  • self-rule

متضادها (انگلیسی)

  • dependence

ترکیب‌های رایج

  • declaration of independence
  • economic independence

واژه‌های مرتبط