پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

individual

منفرد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • منفرد
  • تک
  • تنها

معنی و کاربرد

  1. منفرد

    adjective — صفت
    English meaning

    Single and separate; considered one by one rather than as a group.

    وقتی چیزی جدا و تنها در نظر گرفته می‌شود

    • Each individual case must be examined.

      هر مورد منفرد باید بررسی شود.

    • He led a rather individual life.

      او زندگی نسبتا منفردی داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • single
  • solitary
  • separate

متضادها (انگلیسی)

  • collective
  • combined

ترکیب‌های رایج

  • individual case
  • individual effort

یادداشت کاربرد

منفرد بر جدایی و تک‌بودن تأکید دارد.

واژه‌های مرتبط