انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
individual
منفرد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- منفرد
- تک
- تنها
معنی و کاربرد
منفرد
adjective — صفتEnglish meaningSingle and separate; considered one by one rather than as a group.
وقتی چیزی جدا و تنها در نظر گرفته میشود
Each individual case must be examined.
هر مورد منفرد باید بررسی شود.
He led a rather individual life.
او زندگی نسبتا منفردی داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- single
- solitary
- separate
متضادها (انگلیسی)
- collective
- combined
ترکیبهای رایج
- individual case
- individual effort
یادداشت کاربرد
منفرد بر جدایی و تکبودن تأکید دارد.