انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
single
تک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تک
- تنها
- منفرد
معنی و کاربرد
تک
adjective — صفتEnglish meaningOnly one; not accompanied by another.
در معنای یکی و تنها
He came alone, a single man.
او تنها آمد، مردی تک.
A single flower grew there.
تنها یک گل آنجا رویید.
تک
adjective — صفتEnglish meaningNot married.
در معنای مجرد
She is still single.
او هنوز مجرد است.
A single ticket costs less.
بلیت تک ارزانتر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- solitary
- sole
- individual
متضادها (انگلیسی)
- multiple
- married
ترکیبهای رایج
- single room
- single ticket
یادداشت کاربرد
تک در ترکیبهایی مانند تکرو و تکوتنها به معنای تنهاست.
واژههای مرتبط
- alone
- sole